دانلود پایان نامه:7. تاثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در ...

تئوری سنتی شرکتی بر مبنای مفهوم جعبه سیاه[3] قرار دارد که داده را به ستاده تبدیل می­کند. این تئوری بیان می­کند که هدف شرکت حداکثرسازی سود می­باشد که وقتی حاصل می­شود که درآمد نهایی مساوی هزینه نهایی باشد. این تئوری به ساختار سازمانی درون شرکت توجهی نداشته است.

در این تحقیق، نقش ساختار مالکیت؛ به عنوان یکی از سازو کارهای اصلی حاکمیت شرکتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در این فصل به کلیات تحقیق می­پردازیم. بدین منظور پس از بیان مساله و ضرورت و دلایل توجیهی تحقیق، سوالات، فرضیه­ها و اهداف تحقیق بیان می­شوند. سپس به ترتیب روش­شناسی تحقیق، جامعه و نمونه آماری، مدل تحقیق، متغیرها، تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها روش تحلیل داده­ها و محدودیت­های پژوهش مورد بررسی قرار می­گیرد.

در انتهای این فصل، ساختار تحقیق آورده می­شود.

1-2) بیان مساله

موضوع اصلی در مباحث ساختار مالکیت، ” مساله نمایندگی”[4] می­باشد چرا که تضاد منافع بین مدیران و سهامداران منجر به ایجاد هزینه­های نمایندگی می­شود.

مالکیت پراکنده (غیرمتمرکز) به این خاطر موجب بروز مساله نمایندگی در شرکتها می­شود که توانایی و انگیزه­های سهامداران برای کنترل کردن مدیریت ضعیف خواهد شد. سهامداران به طور قانونی شرکت را در مالکیت خود دارند ولی آنها هیچ انگیزه­ای برای مالکیت یا کنترل شرکت ندارند زیرا سهم آنها اندک است. اگر کار کنترلی یکی از سهامداران باعث عملکرد بهتر شرکت شود، آنگاه سایر سهامداران به امید اینکه دیگر سهامداران کار کنترلی خود را به خوبی انجام می­دهند، خود را درگیر کار کنترلی نخواهند کرد. علاوه بر این سهامداران معمولا در شرکتهای مختلفی سرمایه­گذاری می­کنند تا ریسک را از طریق تنوع بخشیدن کاهش دهند. آنها در واقع به امید سودهای آتی سهامشان سرمایه­گذاری می­کنند نه به امید آینده بهتر شرکت. بنابراین مالکیت غیر متمرکز (پراکنده) انگیزه­ها را برای کنترل مدیران تضعیف می­کند. بعلاوه سهامداران پراکنده توانایی اینکه مدیریت را به طور اثر بخش کنترل کنند، ندارند چرا که اطلاعات کافی و تخصص لازم را به منظور اتخاذ تصمیمات صحیح ندارند.

در مقابل، مالکیت متمرکز به صورت قابل توجهی در سهامداران عمده ایجاد انگیزه می­کند که کار مدیریت را کنترل کنند. هر چه قدر سهم سهامداران عمده افزایش می­یابد، به موازات آن انگیزه­های آنها برای بهبود عملکرد شرکت و کنترل مدیریت بیشتر می­شود. علاوه بر آن، انجام عملیات موزون و هماهنگ توسط سهامداران عمده آسانتر از سهامداران پراکنده است.

منافع کاملا آشکاری از مالکیت متمرکز وجود دارد ولی بحث­هایی در جهت خلاف آن نیز صادق است :

اول اینکه سهامداران عمده به طور معمول ریسک­گریز هستند. مالکیت پراکنده، قابلیت نقد شوندگی بهتر سهام را موجب می­شود و ایجاد تنوع به منظور ریسک­پذیری کمتر را برای سرمایه­گذاران فراهم می­کند. در مقابل با وجود ریسک گریزی زیاد، وقتی که شرکت بزرگتر و بزرگتر می­شود، تمرکز مالکیت ریسک زیادی را به سهامداران عمده تحمیل می­کند که سبب بروز مشکلات بالقوه سرمایه­گذاری می­شود.

دوم اینکه وقتی کنترل بیش از حد توسط مالکیت متمرکز صورت می­گیرد، ذینفعان داخلی (مدیران و کارکنان) را از سرمایه­گذاری­های پرهزینه دلسرد می­کند.(البته ادعای مغایر با نظریه بالا می­تواند بدین صورت باشد که : شرکتهایی که دارای سهامداران عمده می­باشند، تمایل بیشتری دارند که از سرمایه­گذاری­های تخصصی و پرهزینه حمایت کنند. سهامداران عمده چون دسترسی به اطلاعات دارند، لذا صبورانه­تر سرمایه­گذاری می­کنند چون آنها دیدگاه بلند مدت­تر دارند. این امر مدیریت را تشویق می­کند تا در طرح­های بلند مدت سرمایه­گذاری کنند). لذا اثر تمرکز مالکیت بر تصمیم­های سرمایه­گذاری دو تئوری نامعلوم است.

سوم اینکه مالکیت متمرکز ممکن است سبب بروز مشکل نمایندگی به نحوی دیگر شود و آن اینکه : تعارض و اختلاف بین سهامداران عمده و سهامداران جزء پدید آید. سهامداران عمده انگیزه­های لازم را به منظور استفاده از موقعیت کنترلی خود را خواهند داشت تا منافع خاص خود را با هزینه سهامداران جزء بدست آورند.

علاوه بر بحث تمرکز مالکیت ، ماهیت مالکان نیز در ارتباط با مساله نمایندگی می­باشد. کنترل­ها وقتی اثر بخشی بیشتری خواهد داشت که سهامداران کنترل کننده شرکت ، دانش و تجربه کافی در زمینه­های مالی و تخصصی مربوطه را داشته باشند که عموما شرکتهای سرمایه­گذاری و سرمایه­گذاران نهادی، منابع و توانایی لازم را جهت کنترل مدیریت به طور صحیح دارا هستند.

1-3) ضرورت و دلایل توجیهی تحقیق

Be the first to comment

Leave a Reply